اینهمه جود وفضل واحسان را

ارث بردی زمادرت زهرا

باگدایی تو بزرگ شدیم

یاعلی اکبر امام رضا


در سینه دوباره ابتلا می آید

غم باز به اُردوی ولا می آید

دل های شکسته کاظمینی شده است

اینجاست که بوی کربلا می آید


ز بس غم در دل خود روز و شب داشت

دلش در آتش غم سوز و تب داشت

جواد اهلبیت از داغ مادر

ز طفلی ذکر یا زهرا به لب داشت


آن روز کاظمین چو بازار شام شد

دنیا برای بار نهم بی امام شد

دجله که دیگر آبروی رفته هم نداشت

آنقدر اشک ریخت که چشمش تمام شد