ويرانه، غصه، غم، زخم زبان، داغ بي كسي، اين كوه را بگو، تن چون كاه چون كشد.

به زحمت تكيه بر ديوار مي كرد

گهي اين جمله را تكرار مي كرد:

الهي صورتش آتش بگيرد

كه با سيلي مرا بيدار مي كرد