...و چقدر عاشورا تكرار مي شود

و چقدر كربلا همه جايي شده...

و ما بايد ببينيم در عاشورا و كربلاي امروز در كجاي صحنه ايستاده ايم؟


گفت: ضمائر را بشمار ...

گفتم: من، من، من...

گفت: فقط من!!!؟؟؟

گفتم: آري همگي رفته اند زيارت ارباب و فقط من اينجا تنها مانده ام ...


صدا به گوش ميرسد؛ صداي زنگ شترها. آري، قافله اي از راه رسيده، به سرزميني كه ديگر شتر ها توان راه رفتن ندارند. به راستي اين قافله كيست؟ اين سرزمين كجاست؟ قافله، قافله عشق و سرزمين، كربلاست و امروز چه روزي است؟ آري، باز هم محرم رسيد. محرم ماه خون و شمشير، ماه پيروزي و عزت اسلام و شيعه بر ظلم.


آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که روزی ما کربلا کنند

ما را که بین روضه به آتش کشیده اند

فردای حشر وارد دوزخ چرا کنند ؟


غدير

كربلاي عوام بود و كربلا غدير خواص ؛ در غدير با اينكه بيعت گرفته شد جفا شد و در كربلا با اينكه

بيعت برداشته شد وفا شد.


غدیر یک تاریخ است ؛ تاریخى که ابتدایش مدینه است ، میانش کربلا و انتهایش ظهور !

ياد دارم كه كربلا بودم
از غريبي چه ناله ها كردم
جسم جدم ميان مقتل بود
با رقيه چه گريه ها كردم

نگاه چشم ترم کل صحنه هارا دید

در این میان فقط از دست زجر می ترسید 

اگرچه سینه ام از هُرم زهر می سوزد

ولی وجود من از داغ کربلا خشکید


ای که نسلت از تبار کربلا

ای که هستی داغدار کربلا

نور حق ، سوم بهار کربلا

یا محمد ، یادگار کربلا


در سینه دوباره ابتلا می آید

غم باز به اُردوی ولا می آید

دل های شکسته کاظمینی شده است

اینجاست که بوی کربلا می آید


هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
                                                                او را به درد کرب و بلا مبتلا کنند


ای کاش برای ما دعا بنویسند

یک تذکره ی کرببلا بنویسند


ما حج که نرفته ایم اما کافی است


یک مرتبه حج فقرا بنویسند


مامور قبض روح خدا، دور ما نگرد

ما کربلا ندیده به تو جان نمی دهیم